حاج ملا هادي السبزواري
203
شرح مثنوى
لدينا محضرون : اشارت است به كريمهء * ( إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ جَمِيعٌ لَدَيْنا مُحْضَرُونَ 36 : 53 . ( 1 ) يعنى نبوده است قيامت مگر بانگ صور اسرافيلى ، پس ناگاه جميع موجودات در نزد ما حاضر شوند . و مولوى مثال مىزند غروب وجودات امكانيه را در تحت سطوع نور الانوار جلّ جلاله به آن كه : ( ( 3673 ) ) چون شب آمد باز وقت بار شد * انجم پنهان شده بر كار شد ن 181 13 - ك 71 32 چون شب آمد : پس خلق بىهوش شوند به خواب كه « اَلنَّومُ اَخُ المَوتِ » چنان كه حق تعالى اين را « توفى » ناميده است كه : * ( الله يَتَوَفَّى اَلأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَاَلَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها 39 : 42 ( 2 ) پس اين به نفخهء صعق مىماند كه : * ( وَنُفِخَ فِي اَلصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي اَلسَّمواتِ وَمَنْ فِي اَلأَرْضِ 39 : 68 . ( 3 ) صبح چون دم زد علم برداشت خور هر تنى از خوابگه برداشت سر ن ندارد - ك 71 33 صبح چون دم زد : و حق همه را بيدارى دهد و هوش دهد ، به آن مىماند كه به نفخهء دوم كه اسرافيل بدمد در صور برزخيه متعلق شده زنده شوند به حيوة الله و قائم شوند به قيام الله كما قال تعالى : * ( ثُمَّ نُفِخَ فِيه أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ 39 : 68 . ( 4 ) خلق عالم جملگى بىهش شوند پردهها بر رو كشند و بغنوند ن ندارد - ك 71 33 بغنوند : غنودن ، آرميدن . ( ( 3677 ) ) حمله آرند از عدم سوى وجود * در قيامت هم شكور و هم كنود ن 181 17 - ك 72 1 كنود : به فتح كاف ، كفور . ( ( 3778 ) ) سر چه مىپيچى كنون ناديده اى * در عدم ز اول نه سر پيچيده اى ن 181 18 - ك 72 2 سر چه مىپيچى : يعنى در بعث و وجود بعد از عدم چرا شك كنى و حال آن كه اول هم از عدم به وجود آمدى . قال الله تعالى : * ( كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُه 21 : 104 . ( 5 ) ( ( 3680 ) ) مىنبينى صنع ربانيت را * كه كشيد او موى پيشانيت را ن 181 20 - ك 72 3 موى پيشانيت را : مضمون آيهء شريفه است كه * ( ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها 11 : 56 . ( 6 )
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء يس ، آيهء 53 . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 42 . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 68 . ( 4 ) قرآن كريم ، سورهء زمر ، آيهء 68 . ( 5 ) قرآن كريم ، سورهء انبياء ، آيهء 104 . ( 6 ) قرآن كريم ، سورهء هود ، آيهء 56 .